قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2049
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال سيصد و نود و سيّم از رحلت خير البشر و در سال سيصد و نود و سيّم از رحلت سيّد البشر ، عليه و آله التّحيّة من الملك الأكبر ، امرا و اركان دولت شمس المعالى قابوس بن وشمگير را بعد از آنكه او را در قلعه بند كرده بودند و پسرش فلك المعالى منوچهر را به جاى او بر سرير سلطنت نشانيدند و با خود گفتند كه : تا قابوس در قيد حيات خواهد بود ما را اطمينان خاطر حرام است « 1 » بنابراين ، اتّفاق نموده قابوس را در آن قلعه هلاك كردند . گويند در عين زمستان قابوس از جهت غسل كردن جامههاى خود را كنده بود ؛ نگهبانان او جامههاى او را برداشتند تا از سرما هلاك شد . و در همين سال ، ايلك خان تركستان وفات يافت « 2 » و برادرش طغان خان در حكومت آن ديار مستقل گشت . فوت بهاء الدّوله ابو نصر فيروز بن عضد الدّوله ديلمى نيز از جملهء وقايع اين سال است « 3 » . بعد از فوت بهاء الدّوله پسر او سلطان الدّوله بر بغداد عراق عرب حاكم گشت . و در اين سال باز ولايت اندلس را سليمان بن « 4 » اموى گرفت و خود را به « المستعين باللّه » ملّقب گردانيد . و هم در اين سال از دار الخلافهء بغداد حكومت آمد و ميّافارقين و ديار بكر به ابو نصر مروان كردى حواله شد و او را طوق و سوار ، چنانچه رسم آن زمان بود ، داده و به « نصير الدّوله » ملقّب گردانيده به آن ولايت فرستادند .
--> ( 1 ) . ابن أثير مىنويسد : « در سياست بسيار خشن و سختگير و در عفو و بخشش اندكبين و به گناه كوچكى گناهكار را مىكشت » ؛ - الكامل ، ج 15 ، ص 344 . ( 2 ) . وى مردى خيّر و دادگر و با حسن سيرت و دوستدار دين و اهل دين و حامى دانش و دانشمندان بود ؛ - منبع پيشين ، ص 347 . ( 3 ) . بهاء الدّوله نيز مثل پدرش به مرض صرع فوت شد . فوت او در ارجان ( بهبهان امروز ) روى داد . ( 4 ) . سليمان بن حاكم بن سليمان بن عبد الرّحمن ناصر اموى .